site stats

کلیک جهان گردش







  + درج آگهی و رپرتاژ در مجله ایرانگردی دیار آشنا با تخفیف ویژه - تلفن 02177627068 _ 

مطالب اختصاصی سایت تازه ترین خبرها  - درج آگهی و رپرتاژ در مجله ایرانگردی دیار آشنا با تخفیف ویژه - تلفن ۰۲۱۷۷۶۲۷۰۶۸

لیست دسته‌بندی‌ها



عنوان:دستِ تنهاي ميراث و هندوانه‌هاي بي شمار مشکلات

تاریخ انتشار:۲۷/۱۱/۹۳

دستِ تنهاي ميراث و هندوانه‌هاي  بي شمار مشکلات

نمي‌دانم اين چه رسمي‌است که تا وقتي مديران بر مسند امور هستند، همه چيز خوب است و  برنامه‌هاي آنچناني در حال اجراست، ولي همين که در موج تغييرات، مديران وقت، جاي خود را به نفرات جديد مي‌دهند، به منتقدان سرسخت وضع موجود تبديل مي‌شوند.

"جلال نیوز"- به نقل از مجله ایرانگردی دیار آشنا- کساني که بيشتر از هر کسي نسبت به اوضاع انتقاد مي‌کنند و بايد و نبايدهاي زيادي را به صورت سريالي در نقد اوضاع بيان مي‌کنند. بعضي وقت‌ها اين آش آنقدر شور مي‌شود که آدم‌هاي ساده اي مثل من مي‌گويند کاش اين شخص دوباره مدير شود تا...!

يکي از دستگاه‌هايي که به اين مرض اپيدميک مبتلاست، سازمان ميراث فرهنگي، گردشگري  و صنايع دستي است. از سال‌ها پيش و از اواخر دهه هفتاد که کساني مانند حسين مرعشي، رياست اين سازمان عريض و طويل را عهده دار بودند، نرم و سخت افزار اين نهاد چندان تغييري نداشته و همچنان بر همان ريل قديمي‌و بي سرانجام گذشته در حال حرکت است.

مشکل وقتي بيشتر مي‌شود که بدانيم ايران حداقل در منطقه  غرب آسيا از نظر ظرفيت‌هاي گردشگري رتبه نخست را دارد و علاوه بر توانمندي خيره کننده در زمينه گردشگري باستاني و تاريخي، رنگين کماني از ظرفيت‌هاي بي نظير گردشگري در رشته‌هاي مختلف و متنوع را دارد. لازم به ذکر نيست که تنوع رشته‌هاي گردشگري ايران تنها در تعداد انگشت شماري از  کشورهاي جهان قابل مشاهده است و از اين گذشته بايد به اين نکته نيز توجه داشت که ايران ظرفيت و پتانسيل لازم براي ايجاد گردشگري نوين و رشته‌هاي جديد اين صنعت را داشته  و مي‌تواند يکي از مهمترين مراکز  جذب گردشگر در رشته‌هاي جديدي مانند: فناوري، فن بازار و نمايشگاه‌هايي مانند الکامپ باشد.

ناگفته عيان است که حال گردشگري ايران خوب نيست و اين بيمارِ در حال احتضار به دلايل مختلف، نيازمند تزريق بودجه‌هاي ميلياردي براي تامين زير ساخت‌هاي لازم، از احداث سرويس‌هاي بهداشتي بين راهي گرفته تا ساخت هتل و جاده‌هاي استاندارد و قابل دسترسي و هزاران هزار مجموعه خدماتي کوچک است تا بتواند خود را حداقل در آسيا سرپا نگهدارد. در جايي که مالزي و ترکيه و حتي شيخ نشيني مانند امارات، بدون نياز به چاه‌هاي نفت و تنها از طريق جذب گردشگر و صنايع وابسته، اقتصاد پويا و پر رونقي دارند، ايران با ظرفيت‌هاي بي شمار خود همچنان در سربالاييِ اما و اگرهاي خود ساخته،  نفس نفس زنان به راه خود ادامه مي‌دهد.

اگر به اين حقيقت باور داريم که صنعت گردشگري مي‌تواند ما را از نفت و چاه‌هاي آن بي نياز کند، پس عدم اراده جدي جهت احيا و رونق گردشگري جاي سئوالات بيشماري دارد.

صنعت گردشگري از صنايع مادر و بالادستي است که مي‌تواند موتور محرک بسياري از صنايع ديگر باشد. ساختمان سازي، راهسازي و ايجاد امکانات قابل قبول در قبال رونق مشاغل خدماتي، از برکات صنعت گردشگري است که بسياري از کشورها حتي با کوچک ترين سهم خود از اين بازار جهاني، باعث تحول عظيم و گسترده در سطح رفاه و در نهايت اميد به زندگي مردمان خود شده اند. ناگفته پيداست که برنامه ريزي‌هاي غير کارشناسي با نگاهي صرفاً دولتي در سال‌هاي گذشته، اين منبع بزرگ ارزآوري را به بيماري بوروکراسي و ناکارآمدي حاد مبتلا کرده است. ميراث فرهنگي و آثار و محوطه‌هاي تاريخي نيز در اين ميان چنان در حال فروپاشي و نابودي است که متأسفانه تقريبا هر هفته و هر روز در اخبار شاهد تخريب بخشي از ميراث گذشتگان هستيم. توجه به سخنان «سلطاني فر»، رئيس سازمان ميراث فرهنگي، مبني بر عدم کاوش‌هاي جديد به دليل نبود بودجه، مشکلات اين بخش از کار را  به خوبي عيان مي‌کند. باور اين نکته که ميراث فرهنگي کشور به دليل نبود بودجه لازم جهت حفظ و احيا، محکوم به نابودي است، مطلبي بسيار تأثرانگيز و قابل تأمل است. ايران در ميان کشورهاي مختلف جهان، پس از افغانستان و چند کشور آفريقايي که از نبود ثبات و امنيت رنج مي‌برند، بيشترين حجم تخريب آثار تاريخي را دارد.

با اين اوصاف در جايي که برخي کشورها با تاريخي ۵۰ ساله، براي جذب گردشگر اقدام به ساخت آثار باستاني  و روستاهاي تاريخي  مي‌کنند! نياز به تغيير ساختار موجود و توجه        جدي تر به اين بخش به وضوح احساس مي‌شود.

وقتي در سال ۱۳۸۶ در همين گوشه تهرانِ مدرن، در قرچک ورامين، محوطه اي باستاني متعلق به حدود ۹ هزار سال مدنيت و استقرار انساني به صورت شهر نشيني کشف مي‌شود و همان سال در گمانه زني‌هاي اوليه، کارگاه‌هاي حيرت آور ذوب فلزات سر از خاک بيرون مي‌آورند ( که بايد جوش و خروشي عظيم سازمان ميراث فرهنگي را در بر مي‌گرفت، اما چنين چيزي اتفاق نيفتاد و در کمال تأسف شاهد آن بوديم که به دليل نبود بودجه، سطح آن محوطه پوشانده شد!)  و سال‌ها بعد وقتي براي گمانه زني بيشتر دوباره به سراغ محوطه مي‌روند، تيم کاوش آلماني به دليل غارت‌هاي پي در پي، کوچکترين اثري از آن نمي‌يابد، بايد دانست مسيري که در پيش داريم، اشتباه است. وقتي خشت مربوط به محوطه باستاني ازبکي کرج به عنوان نخستين خشت شهر نشيني بشريت در سازمان ملل متحد نگهداري مي‌شود و خود محوطه ازبکي در زيرِ ساخت و سازهاي مرغداري و کشاورزي  منطقه نفس‌هاي آخر را مي‌کشد، بايد فهميد که اين فرآيند پاسخگوي کشوري غني مثل ايران نيست.

وقتي بدانيم محوطه‌ها و بناهاي تاريخي بي شماري در سراسر ايران وجود دارند که به دليل تعدد و پر شماري آنها، سازمان متولي، بسياري از آنها را از روي ناچاري  و ناکارآمدي بي ارزش اعلام مي‌کند تا چوب زمانه و يا قهر غارتگران آنها را تخريب کند (و اين تازه بخشي از مصيبت موجود در اين زمينه است و بخش اصلي ماجرا آنجاست که به دليل ناکارآمدي مطلق دستگاه‌هاي مسئول  در اين زمينه،  بسياري از آثار و بناهاي تاريخي ثبت شده نيز به راحتي  تخريب و نابود مي‌شوند!)  باز هم به انفعال سازمان ميراث فرهنگي در اين موارد پي مي‌بريم که اين خود، دردي است افزون بر درد تخريب! و اين همه، چيزي نيست مگر نشانه و سندي براي اينکه تغيير ساختار فعلي، راهکار قطعي و ناگزير اين وضع است.  مظلوم ترين بخش اين قصه پر درد، صنايع دستي است که در مشکلات بي پايان موجود غرق شده و ديگر کارآمدي خود را در همه زمينه‌ها از دست  داده است، درحالي که صنايع دستي را  نماد اصلي ذوق  و هنر هر قومي‌مي‌دانند و ايران از لحاظ تعدد صنايع دستي در رتبه  نخست جهان قرار دارد.

هرچند شناسنامه بسياري از صنايع دستي در ايران صادر شده است، اما بايد دانست بخش قابل توجهي از صنايع دستي ايران در چين، ترکيه، پاکستان و مالزي متولد مي‌شوند! توجه به تاريخ افسانه اي و سحرگون شهر سوخته نشان مي‌دهد که مردمان ۵ تا ۶  هزار سال قبل در فلات ايران، علاوه بر توليد مرغوب ترين سنگ‌هاي قيمتي جهان، تجارت جهاني اين متاع را در اختيار داشتند و سنگ‌هاي فيروزه کشف شده در محوطه شهر سوخته، يکي از هزاران سند موجود در اين زمينه است، درحالي که اکنون يکي از بزرگترين وارد کننده‌هاي فيروزه چيني و پاکستاني در جهان، ايران است و اين تنها يکي از هزاران مواردي است که درباره صنايع دستي مي‌توان گفت.

نبود برنامه ريزي مدون و سياست‌هاي تشويقي و حمايت‌هاي موثر و همچنين نداشتن برنامه اي صحيح جهت صادرات اين توليدها، در کنار تصميم گيري‌هاي ناگهاني و موقت، مانند پتکي به جان صنايع دستي افتاده تا رمق‌هاي آخر آن را هم گرفته و  واردات را جايگزين ناخلف اين مولود گوهربار و ارزشمند کند.

در سال‌هايي که گذشت بسياري از اين موارد که شرح آن رفت، نه تنها موجب تاثر و تاسف علاقه مندان به حفظ ميراث فرهنگي شد، بلکه بسياري از فرصت‌هاي ارزشمند جهت رونق و شکوفايي بخش‌هاي مختلف را از ميان برد و در اين ميان تنها چيزي که شنيده مي‌شد، انتقاد مديران قبلي از مديران فعلي بود و شرح و تفسير  بي تدبيري‌هاي  مديران قبلي از زبان مديران فعلي... و گويا اين سنت قرار است تا آنجا پيش رود که ديگر علت وجودي سازمان ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايع دستي هم از بين برود!

سازمان ميراث فرهنگي با وضع فعلي مصداق عيني مثل معروف يک دست و چند هندوانه است. اين سازمان بي هيچ تعارفي در عمل به همه وظايف محوله ضعيف عمل کرده و به راستي از عمل به تمامي‌وظايف و تعهدات خود بازمانده است. به نظر مي‌رسد سنگيني مسئوليت‌ها، در کنار کمبود بودجه و تصميمات نادرست، همه و همه دست در دست هم، ماشين اين نهاد حاکميتي را زمين گير کرده و اين سازمان تنها به نظاره گر صحنه تخريب ميراث فرهنگي، رکود صنعت گردشگري و نابودي صنايع دستي تبديل شده است.              نظاره گري که نه توان اقدامي‌موثر را دارد و نه تصميمي‌براي آن! براي عملکرد پر ابهام و سئوال برانگيز اين سازمان تنها يک راهکار متصور است؛ شايد تنها راه باقيمانده، جهاد مديران وقت اين سازمان باشد. مديريتي جهادي که مي‌تواند نجاتبخش و احياگر بسياري از داشته‌هاي گذشتگان باشد.  با توجه به جميع جهات و ميزان بودجه تخصيصي، اين سازمان دو  راه در پيش رو دارد: مديران وقت سازمان مي‌توانند با تنظيم طرحي مبني بر جدا سازي اين وظايف براي هر بخش، سازماني مستقل را  با رديف بودجه مستقل تعريف کنند که بايد به صورت لايحه از طرف دولت به مجلس تقديم شود و پس از تبديل به قانون، به سرعت اساس موجود دگرگون شود؛ راهکار دوم هم مي‌تواند اين باشد که اين سازمان با لايحه پيشنهادي دولت به مجلس، به وزارتخانه تبديل شده و در تقسيم وظايف به معاونت‌هاي مختلف تنها در بخش حاکميتي و تصميم گيري‌ها فعال شده و بسياري از امور اجرايي را به بخش خصوصي واگذاري کند. به هر تقدير، احياي اين سازمان و به تبع آن حل معضلات بي شمار آن، در دستان مديران اين سازمان است  و  به تصميم جهادي آنان بستگي  دارد.

محمد حسین حبیب زاده / نقل از مجله ایرانگردی دیار آشنا



درج نظر

نام:
پست الکترونیک:
آدرس اینترنتی:
چک کردن اسپم:
عنوان:
نظر:
 
XML نظرات: RSS | Atom
 
نشریه الکترونیک خبری جهان گردش


تعرفه آگهی
مجتمع رفاهی خدماتی آفتاب
کاریز
واگذاری امور جذب آگهی

بنر تبلیغاتی موسسات و شرکتها

  

آمار بازدیدکنندگان

۴۱۱۳۹۷۷۲